زنان و تاریخچه ی صعود

Marieta-Uhden

مردم در مورد زنها چه فکر می‏کنند؟ چیزی که به ذهن‏ می‏رسد این است که زن از بچه‏ها مراقبت می‏کند، خانه را تمیز می‏کند، و  شاید یک کار تمام‏ وقت دارد تا از خانواده‏اش‏ حمایت کند. به‏ندرت ممکن است کسی فکر کند که یک‏ زن در ارتفاع 2000 فوتی بین زمین و آسمان آویزان باشد، یا چندماه وقت صرف کند تا بلندترین قله جهان را فتح‏ کند.

برای بعضی‏ها، ذهنیت این زنها سؤال برانگیز است؛ اما کوهنوردان در این مورد تردیدی ندارند.این زنها لزوما جان‏ خود را در صعود به خطر نمی‏اندازد، بلکه برای کسب‏ تجربه‏ای عمیق‏تر از احساسات این کار را می‏کنند. چیزی‏ مثل تجربه «ارتفاع طبیعی» اگرچه اغلب زنها به ارتفاعات‏ خیلی عظیم صعود نمی‏کنند. اما احساس مشابهی با آن‏ افراد دارند.زنهایی که محدودیت‏های خودشان را کنار می‏گذراند،در طول سالیان ورزش را بیشتر در مقابل دیدگان‏ و مورد توجه زنان دیگر قرار می‏دهند. اکنون بانوان بخشی‏ از ورزش را که در ابتدا توسط مردان تصاحب شده بود، در اختیار دارند.

سالهاست که صخره‏نوردی و کوه‏نوردی نوعی ورزش به‏ حساب می‏آیند، اما تاریخچه ی دقیقی درباره آن در دست‏ نیست. اولین صخره‏نوردان مردانی بودند که ندرتا از زنانی‏ که در صعود همراه آنها بوده‏اند نام برده‏اند. به نظر مردان‏ نام بردن از زنان همراهشان خیلی کار مردانه‏ای نبوده و خلاف وجهه آنها محسوب می‏شده است.اما از شجاعتهای‏ خود بسیار یاد می‏کرده‏اند. اولین مسابقه ی (رکوردی)که نام‏ یک زن به عنوان کوهنورد ثبت شده در مورد دوشیزه پارمینتر (Parminter) است. خانم پارمینتر، آلپ را در سال 1799 فتح کرد. چند سال بعد،در سال 1808 خانم ماری پارادیس‏ که یک نفر 18 ساله فرانسوی بود،مونت بلانژ بلندترین قله آلپ را فتح کرد و نام او به عنوان اولین زنی که این قله را فتح کرد ثبت گردیده است. در سالهای 1880 دو زن بزرگ‏ دیگر به نام‏های متابرووت و لوسی واکر پا به عرصه ی کوهنوردی گذاشتند. در این زمان خانم برووت طی 11 سال‏ 30 قله و 36 راه کوهستانی که قبلا پای هیچ زنی به آنجا نرسیده بود را فتح کرد.در سال 1871 لوسی واکر اولین زنی‏ بود که به‏طور کامل«مترهورن»را فتح کرد. در همان سال لوسی برای چهارمین‏بار قله ایگر (Eiger) را فتح کرد. در رابطه با این فتح گفته‏اند که او در طی مدت‏ کوهپیمایی‏اش فقط از شامپاین و کیک اسفنجی استفاده‏ کرده است. این تلاشها توجه تعداد اندکی از زنان آن زمان‏ را جلب کرد و از همیشه بیشتر آنی پیک تحت تأثیر قرار گرفت. او بعد از این‏که در سن 44 سالگی قله ی مترهورن را فتح کرد، یکی از اعضای مؤسس باشگاه کوهنوردی امریکا شد و قلل‏ متعدد دیگری را فتح کرد. این تلاشها باعث پایداری در راهشان شد تا این‏که آرام‏آرام قرن بیستم از راه رسید.  تغییر قرن و گذشت سالیان شجاعتی را برای مردان به‏ ارمغان آورد تا جایی که کوهنوردی تبدیل به ورزشی عمومی‏ شد.

پیشرفت تکنیکی این ورزش در طول سالیان،آن را به‏ ماورای تصور کوهنوردان کردند به خصوص‏ در اروپا.

در قرن بیستم، کوهنوردی کم‏کم به یک فعالیت اجتماعی‏ تبدیل شد و در این فعالیت‏های دسته جمعی(اجتماعی) پیوند ازدواج‏های بسیاری رخ داد. معروفترین این ازدواجها، ازدواج میریام اوبراین و رابرت آندرهیل بود. رابرت‏ پیشرفت‏های بسیاری در روش‏ها و ظاهر لوازم کوهنوردی‏ در آمریکا ایجاد کرد. میریام به واسطه ی کوهنوردی با همسرش‏ تجارب بسیاری کسب کرد و این باعث شد که یکی از بهترین زنان کوهنورد بین سالهای 20 تا 30 شود. او روش‏هایی همچون کوهنوردی بدون راهنما و تیمی را ارائه‏ داد. او این روشها را کوهنوردی بدون مردان می‏خواند.او تلاشهای بسیار برای پیشرفت زنان در کوهنوردی انجام‏ داد اما هنوز هم این رشته ی ورزشی تحت تسلط مردان بود. در دهه‏های 30 و 40 تعداد زنان کوهنورد هنوز هم اندک‏ بود. اکثر زنان کوهنورد به واسطه ی همسران خود را این رشته‏ ورزشی آشنا شده بودند.بنی‏پردازان (Bonnie Prudden) هنگامی با کوهنوردی آشنا شد که همراه همسرش برای‏ ماه عسل اقدام به فتح مترهورن کرد.

او بعد از بازگشت دست به صعودهای بسیاری زد و تا دهه ی 50 میلادی به کوهنورد حرفه‏ای ادامه داد. تعداد اندکی‏ از دیگر زنان،موفق به از بین بردن محدودیت‏هایشان شدند. یکی از این زنان باربارا واشبرن بود؛ اولین زنی که دنابی را در سال 1947 فتح کرد. به غیر از این اطلاعات محدود، اطلاعات زیادی درباره کوهنوردی زنان دیگر در دست‏ نیست. در دهه‏های 50 و 60 میلادی زنان کوهنورد آینده‏ چشم به جهان می‏گشودند. چندسال بعد از تولدشان برای‏ همیشه کوهنوردی را تغییر دادند، گویی که جهان تازه‏ای‏ را به وجود آورده‏اند.

پیشرفت در سبک و روش کوهنوردی باعث تغییر و بهبود لوازم و امکانات در این ورزش شد. ورزشکاران در این دوره‏ پا از محدودیت‏های گذشته و استانداردهایی‏ (به تصویرصفحه مراجعه شود) برای بهبود این روش ایجاد نمودند. اندک‏اندک مسیرها و کوههای دشوارتری برای صعود انتخاب می‏شدند. روز به‏ روز به تعداد زنان و مردانی که زندگی خود را وقف کوهنوردی‏ می‏کردند اضافه می‏شد. یکی از این مردان«رویال رابینز» بود. همسر او اولین زنی بود که توانست یک مسیر درجه 6 را در پارک جنگلی«یوزمایت»با موفقیت پشت‏سر بگذارد. سالهای اولین دهه 70 شاهد فعالیت سرسختانه زنی به نام‏ بو جانسون بود. بو اولین عضو زن یک گروه نجات بود. تا سال 1973 بو چندین صعود انفرادی را با موفقیت انجام داد و در چندین صعود تیمی به‏عنوان راهما حضور داشت. اکنون او در خود این قدرت را می‏دید که دست به فتح دیوار بزرگ بزند. او از سیبیلی هکتل برای شرکت در اولین صعود زنانه به ال کپ دعوت کرد که این صعود هم به موفقیت‏ انجام شد. بو به کوهنوردی ادامه داد و 5 سال بعد برای‏ اولین‏بار به تنهایی ال کپ (El Cap) را فتح کرد. زنان‏ به واسطه فتح قلل مرتفع باعث جلب عده بیشتری از زنان‏ به این ورزش شدند. (واندا رو تکیوویز) Rutkiewicz Wanda به همراهی گروهی از زنان کوهنورد به گشربرام‏ ll ،بلندترین قله فتح نشده در آن زمان صعود کرد. در شانزدهم می سال 1975 یک تیم تشکیل شده از زنان ژاپنی‏ به رهبری جونکو تابیی قلهء اورست را فتح کردند. این اولین‏بار بود که اورست توسط یک تیم زنانه فتح می‏شد. جونکو یک زن 35 ساله صاحب یک بچه 3 ساله بود. او برای این‏که بتواند با موفقیت این کار را انجام دهد 3 سال‏ به تمرین پرداخت و برای تهیه پول مورد نیاز این کار،به‏ تدریس پیانو می‏پرداخت. سرانجام زنان آرام‏آرام در دنیای‏ کوهنورد پذیرفته می‏شوند. در سال 1978 اولین زن به‏ عضویت باشگاه کوهنوردی سوئیسی‏ها در آمد. در سال‏ 1979 یک زن جوان به نام لین هیل ثابت کرد می‏تواند بهترین صعود را انجام دهد(جایگاهی که قبلا در انحصار مردان بود). لین به قله‏ای که توسط هیچ زنی فتح نشده‏ بود صعود کرد.او به کارش ادامه داد تا این‏که در سال 1983 قله مرتفعی در شرق کشور را فتح نمود.پس از آن هم هیچ‏ مانعی نتوانست از فعالیتش جلوگیری کند.

در دهه 80 محدودیت‏ها کمتر شدند و با ایجاد رقابت، کوهنوردی به شکل وجهی از زندگی روزمره مردم درآمد. مسابقات محلی در اقصی نقاط ایالات متحده،باعث به‏ وجود آمدن سبک‏های مختلفی در کوهنوردی شد.دو زن‏ دست به کارهای بزرگی زدند. رابین اربست فیلد برنده جام‏ جهانی 1989 در شهر لیدز انگلستان شد. پس از او در همان‏ سال این هیل موفق به کسب عنوان قهرمانی شد و حتی‏ از دیوید لترمن هم پیشی گرفت. در دهه 90 لین موفق‏ترین‏ زن کوهنورد بود. صعود او در سال 1990 در فرانسه باعث‏ این موفقیت شد.رابین هم به فعالیت خود ادامه داد و در سال 1991 نفر دوم شد.در سال 1992 دو صعود آزاد برروی‏ آل کپ انجام داد و در باردوم پس از تلاشی 4 ساعته موفق‏ به صعود شد و پس از بردن مسابقه آراکوراک مستر از مسابقه‏ کناره‏گیری کرد. اما رابین به مسابقه ادامه داد و 4 سال‏ پشت سرهم برنده شد.او در سال 1994 در تمامی صعودهای‏ انفرادی برنده شد.همان‏طور که رابین مشغول به جای‏ گذاشتن رکورد در مسابقات بود،لین در تاریخ صعود، رکورد به جای می‏گذاشت. در نهم سپتامبر 1994 این در یک‏ صعود آزاد و در دومین تلاشش موفق به فتح قله نوز شد، کاری که هیچ‏کس تاکنون نکرده بود.لین و رابین همچنان‏ به فعالیت خود ادامه می‏دهند و بسیاری از محدودیت‏ها را تا امروزه از سر راه برداشته‏اند.در سال 1996 دختر 15 ساله‏ای‏ صحنه کوهنوردی را دچار توفان کرد. این دختر کیتی براون‏ نام داشت و در هر مسابقه که سنش اجازه شرکت در آنها را می‏داد،برنده شد و در جهان را متحیر ساخت. او در سال‏ 1997 سخت‏ترین صعود را که تاکنون توسط یک زن به‏ ثبت رسیده بود انجام داد.کیتی هم مانند لین و رابین در زمره مشهورترین زنان کوهنورد قرار گرفت. با نگاهی به 200 سال گذشته درمی‏یابیم که کوهنوردی‏ دچار تغییرات شگرفی شده است. نقشی که زنان ایفا می‏کردند آشکار شد.آنها هم مانند مردان تلاش کردند و موانع را از سر راه برداشتند و برای خودشان رکوردهایی‏ برجای گذارند. اولین زن با تلاش خود درهای بسیاری را مقابل دیدگان زنان با تلاش خود درهای بسیاری را مقابل دیدگان زنان دیگر باز می‏کرد و این برای زنان موفقیت‏ بزرگی بود.امروزه در خبرهایی که درباره کوهنوردی منتشر می‏شود زنان بسیاری را می‏بینیم که نخستین صعودها را انجام می‏دهند؛رکوردهای دشوار دیگران را می‏شکنند و حتی از مرز رؤیاها و تصوراتشان نیز می‏گذرند. زنهایی که‏ محدودیت‏های‏ خودشان را کنار می‏گذارند،در طول سالیان‏ ورزش را بیشتر در مقابل دیدگان‏ و مورد توجه‏ زنان دیگر قرار می‏دهند. اکنون‏ بانوان بخشی از ورزش را که در ابتدا توسط مردان تصاحب‏ شده بود،در اختیار دارند.

منبع: مجله تخصصی عروس هنر

یخچال (ششمین صعود قلم)

 پنج شنبه و جمعه گذشته٬ نهم و دهم تیرماه، همدان٬ میزبان نزدیک به یکصد نفر از کوهنوردان وبلاگ نویس بود. من نیز بعد از یک سال و نیم دوری از کوهنوردی به لطف آقای صدقی و رامیار توانستم در این صعود شرکت کنم. واقعا خوش گذشت. دیدن  وبلاگ نویسانی که از طریق اینترنت با هم ارتباط برقرار کرده بودیم در دنیای واقعی، پیوندمان را محکمتر کرد. در این سفر افتخار همراهی آقای صدقی (کانون کوهنوردان اوراز مهاباد)٬ آقای زائری (انجمن کوهنوردان مهاباد) و رامیار کاردار از سقز را داشتم.

برنامه ریزی و مدیریت میزبانان همدانی (آقای فؤاد رضاپور و دیگر همنوردانشان) عالی بود: درنظر گرفتن مکانی برای کوهنوردان در شب قبل از برنامه  و سایر امکانات و برنامه های مربوط به همایش  و حمل و نقل کوهنویسان و.. که از نظم و سازماندهی خاصی برخوردار بود٬ اجرای همایش با حضور پیشکسوتان کوهنوردی، کوهنوردان وبلاگ نویس و مهمانان برنامه آغاز  شد وبا سخنرانی اساتید دعوت شده به همایش ادامه پیدا کرد، هدایایی به پیشکسوتان و وبلاگنویسان تقدیم شد، در پایان برنامه نیزبرای انتخاب اعضای هیات اجرایی قلم رای گیری انجام گرفت.

ساعت 4 بعداز ظهر روز پنج شنبه به طرف قله حرکت کردیم در راه از دیدن طبیعت بکر، اسبای وحشی و عشایر منطقه لذت فراوان بردیم  و در نهایت ساعت 9 شب رسیدیم پناهگاه٬ تنها 1 ساعت و نیم با قله فاصله داشتیم. جمعه صبح ساعت هفت و نیم به طرف قله 3570 متری یخچال حرکت کردیم ساعت ۹ صبح آنجا بودیم...

حضور در جمع کوهنوردان وبلاگ  نویس برایم تجربه تازه ای بود انسانهای واقعی و با اخلاق٬ باهوش و باتجربه ، شخصیتهای جالب و به یادماندنی، هر کدامشان یک دنیای متفاوت و زیبا، فقط میتوانستم ببینم و گوش بدهم تا یادبگیرم... فرید صدقی ( مهاباد )، رضا زائری ( مهاباد )، رامیار کاردار(سقز)، مهشید شبرو( بروجرد ) ، سیمین و سوسن نوری(مشهد)، آنا فراهانی(تهران)، آرزو احمد زاده و مهدی ساقی( کرج )،کاوه فرزانه ( مدرس عکاسی٬ مهاباد )،  فواد رضا پور(همدان)، زانیار هژبری ( مریوان )، احسان بشیرگنجی( ارومیه )، امین غفارزاده( تبریز )، پرویز ستوده شایق( تهران ) ،محمد گائینی(تهران)، سدممد(اصفهان)...

 امیدوارم باز همدیگرو ملاقات کنیم و در صعودهای بعدی نیز همراهتان باشم.

 

 

ghalam 6

ghalam 6

صعود قلم

امروز خیلی خوشحالم چون قرار شده فردا با بقیه وبلاگ نویس ها راهی همدان بشم...فردا ساعت ۱۲ ظهر راهی همدان هستیم برای صعود به قله یخچال...  ۹ و ۱۰ تیر ماه. بعد که برگشتم یک گزارش مفصل می نویسم انشاءا..

تاریخچه کوهنوردی در ایران (به صورت رسمی)

این لینک برای عزیزانی که دوست دارن بیشتر در مورد کوهنوردی اطلاع داشته باشند...

فدراسیون «کوه نوردی و صعودهای ورزشی» در یک نگاه:
در سال 1323 ورزش کوه‌نوردي ايران داراي تشکيلات رسمي گرديد در سال 1356 فدراسيون‌هاي کوه‌نوردي و اسکي درهم ادغام و به نام فدراسيون کوه‌نوردي و اسکي ايران فعاليت خود را آغاز نمود. این فدراسیون در سال 1386 به دنبال استقلال فدراسیون سنگ‌نوردی جهانی IFSC از فدراسیون جهانی کوه‌نوردی UIAA به «فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی» تغییر نام داد و از آن پس با این عنوان معرفی گردید . در حال حاضر مهندس محمود شعاعي ریاست این فدراسیون را به عهده دارد..
«فدراسيون کوه‌نوردي و صعودهای ورزشی» با توجه به ابعاد مختلف فعاليت در زمينه‌هاي کوه‌نوردي، سنگ نوردي طبيعي و داخل سالن، اسکي کوهستان، ورزش‌هاي هوايي و… طيف وسيعي از ورزشکاران را تحت پوشش قرار داد.رشته‌هاي کوه‌نوردي حرفه‌اي، فعاليت‌هاي هيماليانوردي، صعودهای رقابتی اعم از «داخل سالن» در رشته‌های سرطناب، سرعت و بولدرینگ و صعودها یا پیمایش‌های «طبیعی» از جمله دیواره‌نوردی، یخ‌نوردی و غارنوردی جز رشته‌هاي شاخص و پراهميت کوه‌نوردي و صعودهای ورزشی مي‌باشد.در دورهاي آموزشی حرفه‌ای این فدراسیون، اعزام‌هاي مختلف مربيان به کلاس‌هاي پيشرفته کشورهاي فرانسه، اسکاتلند، سوئيس و… جهت بالا بردن کيفيت تاکتيکي و فني ورزش کوه‌نوردي صورت گرفته است. در ورزش سنگ نوردي داخل سالن نیز  با توجه به جوان بودن اين رشته ورزشي در آسيا و خصوصاً در ايران، فعاليت‌هاي شايسته‌اي از جمله اعزام‌هاي ساليانه تيم‌هاي ملي سنگ نوردي داخل سالن به مسابقات قهرماني سنگ نوردي آسيا، میزبانی تورنمنت‌های بین‌المللی صورت گرفته است و در آینده نزدیک لیگ سنگ نوردی کشور نیز راه اندازی خواهد شد.
«فدراسيون کوه‌نوردي و صعودهای ورزشی» متشکل از کارگروه های مختلفی است و در رأس آن رئيس و دبير مي‌باشند. اين کارگروه ها در زمينه‌هاي مختلف و ورزش‌هاي جذاب و متنوع کوه‌نوردي و سنگ نوردی  از جمله کوه‌پيمايي، کوه‌نوردی، سنگنوردي طبيعي و سنگنوردي داخل سالن (صعودهای ورزشی) و اسکی کوهستان فعاليت مي‌کنند.ديگر کارگروه ها نیز از قبيل پیش کسوتان، پناهگاه‌ها، پزشکي کوهستان، روابط عمومي، امور استان‌ها، راهنمایان کوهستان و فرهنگی زمينه را در جهت گسترش علمي و فرهنگي این ورزش مهيا مي‌سازند.
«فدراسيون کوه‌نوردي و صعودهای ورزشی» وظيفه تشکيل تيم ملي و انتخاب بهترين کوه‌نوردان کشور را براي عضويت در تيم‌های ملي کوه‌نوردي و صعودهای ورزشی را به عهده داشته تا به‌ویژه در صعود هاي ملي و بين‌المللي که در رأس آنها هيماليانوردي است زبده‌ترين کوه‌نوردان کشور را اعزام دارد و افتخارات ارزنده‌ی دیگری را برای کشورمان به ارمغان آورده‌اند. ضمن این که پیرو حضور فعال مسئولین این فدراسیون در مجامع بین‌المللی کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی؛ در حال حاضر سمت نایب‌رئیسی اتحادیه کوه‌نوردی آسیا نیز برای کشورمان احراز شده است.
برخی از صعودهای شاخص تیم ملی پس از انقلاب:
سال 1376 صعود به قله گاشربروم 2 ارتفاع 8035 متر / سال 1377 صعود به قله اورست ارتفاع 8848 متر / سال 1379 در یک برنامه صعود به دو قله چوآیو به ارتفاع 8201 متر و قله شیشا‌پانگما/ سال 1380 صعود به قله ماکالو ارتفاع 8463 /سال 1381  صعود به قله لوتسه ارتفاع 8516 متر/سال 1382 صعود به قله گاشربروم یک، ارتفاع 8068 متر در کشور پاکستان تا ارتفاع 7850 متر صعود شد که به علت سقوط بهمن دو کوه‌نورد دچار سانحه شدند و زنده‌یاد محمد اوراز پس از انتقال به اسلام‌آباد جان به جان آفرین تسلیم کرد/ در سال 1384 اولین صعود بانوی مسلمان به قله اورست صورت گرفت/ سال 1387 صعود به دو قله ی7 هزار متری؛ قله تیلیچوپیک توسط تیم امید مردان (با از دست دادن زنده یاد دکتر سعید بهاءلو) و قله جیاجی کانگ توسط تیم ملی بانوان و  سال 1389 صعود به قله دائولاگیری به ارتفاع 8167 متر .

گفتنی است؛ فعاليت‌های کوه‌نوردي و صعودهای ورزشی در سطوح پايين‌تر زير نظر هيئت‌هاي سراسر کشور برنامه‌ريزي و هدايت مي‌شود و آنها نيز با حمايت از فعاليت‌هاي گروه‌هاي مختلف که مسئوليت اجراي برنامه‌ها در سطح ادارات، دانشگاه‌ها، کارخانجات و هيئت‌ها و انجمن‌هاي مختلف را دارد، به ترويج عملي اين ورزش مي‌پردازد.

منبع: سایت فدراسیون

عدالت خداوند

چقدر برام باورنکردنیه خداوند میدونه آدما رو کجا بذاره

بهترین شطرنج باز آفرینش

بعضی وقتا خودت هم فکرشو  نمی کنی

کیش و مات

ولی اونم به نفعته

کاملا به انرژی در زندگی معتقدم

و باز هم امیدوارم

تا

رسیدن به قله

فاصله زیادی ندارم شاید فقط یه پله تا صعود

...

قلم

 

مدتی است در وبلاگهای کوهنوردی درمورد صعود قلم مطالب زیادی نوشته می شود اما قلم چیست؟ چگونگی انجام این برنامه برای من یک سوال بود، تا اینکه مطالبی در این مورد برای پاسخ به سوالاتم در وبلاگ آناپورنا پیداشد که به نمایش گذاشتم.

                  

سابقه گردهم آمدن جمعی از وبلاگنویسان کوهنورد به اردیبهشت 84 و در منطقه پلنگچال برمیگردد. اما برنامه ای تحت عنوان "صعود قلم" برای نخستین بار در اسفندماه 1385 با مشورت، همفکری و همکاری گروه کوهنوردی تاریانا اهواز به اجرا در آمد و مقرر شد این صعود هرسال انجام شود. در ابتدا هدف کلی از اجرای چنین برنامه ای -چه در برنامه پلنگچال و چه در صعودهای اولیه قلم- دیدار و آشنایی وبلاگنویسان در دنیای واقعی بود. هرچند سعی شد با شعارهای طبیعت دوستانه و انتشار بیانیه به تدریج راه خود را برای حرکت های مفید در آینده باز کند.

صعود قلم همانطور که با انتقاداتی تند مواجه بود با استقبال گرم وبلاگنویسان نیز همراه شد.  اکنون کوهنوردان بیشتری برای مجری گری، هدایت و مدیریت این صعود رغبت نشان میدهند و جهت رسیدن به آن رقابت گسترده ای دارند.  دیگر نمی توان از این برنامه که هرسال پرهزینه تر و پرطرفدارتر برگزار می گردد انتظاراتی سطحی چون دیدار و آشنایی داشت. کوه نویسان که عمدتا افراد تحصیل کرده و آگاه و اهل قلم می باشند با انتشار مطالب آموزشی ، تجربیات فنی،  اخبار، پیشنهادات و انتقادات خود در اینترنت  و مجلات تاثیرگذارترین قشر جامعه کوهنوردی هستند. می توان با استفاده از پتانسیل بالای این گروه  به رشد و ارتقای سطح علمی و فرهنگی جامعه کوهنوردی کمک شایانی کرد. افزایش انتقادات و نگرانی از بابت پیدایش رقابت ناسالم و فردگرایی در تصدی و هدایت این برنامه، تشکیل گروهی منتخب به عنوان هیئت اجرایی صعود قلم را بسیار ضروری نمود.

هرچند تصمیم گیری های راهبردی صعود قلم  یعنی برگزاری انتخابات، نوشتن مرامنامه و ... نباید تحت تاثیر  تصمیم گیریهای اجرایی آن یعنی برگزاری برنامه یخچال قرار گیرد و راهی مجزا را دنبال میکند اما به دلیل اهمیت موضوع و ضیق وقت  مقرر شد که در برنامه ششمین صعود قلم با حضور اکثر کوهنویسان انتخاباتی به این منظور انجام گردد. البته به شرط آنکه اکثریت کوهنویسان با آن موافق باشند که مشروعیت این کار قبلا در پرسشنامه ثبت نام برآورد شده و بعدا در برنامه یخچال با رای گیری قطعی خواهد شد.

هدف از تشکیل این گروه در وهله اول  پاسخ به چرایی های صعود قلم و مشخص نمودن اهداف و وظایف این گروه و عمل به این آرمان ها و در مرحله بعد کمک به رفع مشکلات و معضلات موجود در جامعه کوهنوردی و کوهنویسی است. تمام آنچه که باید برای برنامه های بعدی انجام شود توسط این گروه تعیین، هدایت و نظارت خواهد شد. اعضای آن را افراد شرکت کننده در برنامه یخچال و با رای خود انتخاب خواهند کرد.

در جایی که آدم نتواند دوست بدارد، باید از مقابل آنجا گذشت. "نیچه"

یادمه بچه که بودم یه دیوار کوتاه بین خونه ما و خونه همسایمون بود ، آرزو داشتم قدم می رسید و می تونستم ان طرف دیوار رو ببینم. بزرگتر که شدم کله م به انتهای دیوار می رسید، خوشحا ل بودم که بعد مدتها کم کم دارم به آرزوم می رسم اما همون سال، همسایمون و بزرگترهای خونه تصمیم گرفتن دیوارو بلندتر کنند....

بالاخره یه روز از دیوار رفتم بالا که اون طرف دیوارو ببینم موفق شدم هرچند عاقبت خوشی نداشت...

الان هم عاشق بلندی، ارتفاع و کوه هستم، کوهنوردی رو خیلی دوست دارم ...

 

چه قدر زود دیر میشه...

توی عصر تکنولوژی هر چه بیشتر می دوی،  بازم عقبی..کاش میشد از زمان سبقت گرفت...

طبیعت

آرامش

انگار لازم نیست دیگه اینجا سرعتتو خیلی زیاد کنی،  چون منظره های بکرو زیبا را از دست میدی...

فقط اینجا خودتی

دغدغه ای نداری

به هیچی فکر نمی کنی..

 

 

 

پیش خودم فکر کردم کلمات چطور روی یک خط نازک، یک راست میرن جلو، اون هم تند و بی خطر، ولی چطور عمل آدمیزاد روی زمین راه میافته و بهش می چسپه، همچین که بعد از مدتی این دو تا خط از هم جدا میشن که دیگه همون آدم نمی تونه از این یکی بپره رو اون یکی...

عشق و گناه و ترس فقط صداهایی هستند که آدمهایی که نه گناه کرده اند و نه عشق بازی کرده اند و نه ترسیده اند از خودشون در میارن برای چیزی که هرگز نداشته اند و نه می تونن داشته باشند؛ الا وقتی که اون کلمه ها رو فراموش کنند "ویلیام فالکنر".

عشق،  جستجوی قابلیتهایی ست در دیگران که خودمان فاقد آن هستیم "آلن دوباتن".

هر روز که جلوتر می رویم اندیشه ها و الگوهای بیشتری نابود می شوند در خیال خود می گوییم آینده حتما بهتر خواهد بود،

 ولی هر روز بدتر از دیروز است. هر زمان این اندیشه سخت آدم را چوب می زند:

 گویی آینده به سوی گذشته در بازگشت است

 پس رفت

و ادامه چیزی جز شکست نیست

فرسوده و خسته از گذر زمان

از شکست آرزوها و آرمانها

نابودی الگوهایی که زمانی بزرگ بودند...

حال، اندیشه ها به گور سپرده شده اند

زمان، آنها را به خاک سپرد....

 

  هیچ روزی از امروز با ارزشتر نیست...

گلای گلدون..یکی هست بهشون برسه تا زمانیکه اون هست شاداب و سرزنده ن...وقتی اون شخص نیست اونا هم انگار نیستن تا وقتیکه یه جایگزین پیدا بشه. ولی درخت کاج..رسیدگی زیاد لازم نداره همیشه هم سبزه ، همیشه هست ، زیادم بهش توجه نمیشه...

چقدر "درکه" رو دوست دارم خیلی از اونجا رفتم کوه...

شلوغی هاش، شادیهاو

سکوتش

سکوت

تا رسیدن به پلنگ چال

البته فقط تو ساکتی،  همه در جنب و جوش، شلوغی

ولی تو فقط داری نگاه می کنی

دوست داری انقد از کوه بری بالا

تا اون بالاها که بلندیی جلو روت نباشه ...

زیبایی، سکوت و آرامش.